close
تبلیغات در اینترنت
آن‌چه اعراب به ما آموختند!!!!!!!!
یادداشــــت‌های خانــــــــواده‌ی مــــا
تبلیغ


نویسنده : بابا
تاریخ : یکشنبه 7 خرداد 1391
نظرات

دیشب خواهرم برایم پیامک فرستاد و  راجع به مطلب پیامکش نظر خواست. از آن جا که مدتی است همین مطالب را در اینترنت هم می‌بینم، خواستم تا هم به او و هم شما با هم پاسخ داده‌باشم. پس اول پیامک او:


اعراب به ما آموختند به جای خوراک بگوییم غذا، که خود به ادرار شتر می‌گویند؛ اعراب به ما آموختند برای شمارش خودمان به جای تن از نفر که برای شمارش شتر به کار می‌برند استفاده کنیم؛ اعراب به ما آموختند به جای واق واق سگ بگوییم پارس که نام اولیه سرزمینمان است؛اعراب به ما آموختند بگوییم شاهنامه آخرش خوش است چون آخر شاه‌نامه ایرانیان ار اعراب شکست می‌خورند!

بعد هم پرسیده بود که: اینا واقعا درسته؟

خوب حالا پاسخ:

ابتدا یک پاسخ کلی:

نخست این که ما ایرانیان از اعراب چیزی نیاموختیم، اگر هم چیزی این بین بوده ما  یا از اسلام آموختیم یا از امامان شیعه.که خوشبختانه در هر دو مورد ما از ملت عرب فرسنگ‌ها فاصله داریم. ما از امامانی  چیزها آموخته‌ایم که خوشبختانه به جز معدودی از اعراب بقیه آن‌ها را مقبل نمی‌دانند و دقیقا به همین خاطر نوع اسلامی که ما ایرانیان داریم با اسلام آن‌ها فقط در کلیات برابر است و در بقیه چیزها متفاوت. این البته به معنای کوبیدن بر طبل تفرقه نیست بلکه اشاره به تفاوت درک ما ایرانیان از اسلام، با تکیه بر تفکر شیعه، با درک آنان از اسلام دارد. 

دیگر این که بزرگترین شاعران و نثر نویسان عرب پیش از اسلام از مادر و پدر ایرانی متولد شده‌اند.در واقع آن چه آنان به عنوان معلقات سبعه از آن یاد می‌کنند و به آن افتخار به عنوان میراث عربی پیش از اسلام ، جز مشتی سروده در وصف زن و جنگ بر سر زن نیست. تاکید می‌کنم جنگ بر سر زن نه بر سر سرزمین و یا جنگ برای به دست آوردن غنایم و یا راه‌های تجاری. و این اعراب هستند که از ایرانی آموختند چیزی به جز زن هم در دنیا وجود دارد.

و اما حالا پاسخ پیامک:

در مورد غذا و خوراک: در لغت نامه لاروس  عربی به فارسی آمده است که معنی غذا طعام خوردن و روان شدن  است  و البته الغذا به معنی بول شتر است، تفاوت در این است که غذا در معنی فعلی است و البته «ال» بر سر آن نمی‌آید. بول شتر اسم است و در عربی با «ال» می‌آید و البته در معنی اسمی با کسره‌ی «غ» می‌آید نه با فتحه. ما در زبان فارسی بیش تر غذا را همراه با خوردن به کار می بریم یعنی در معنی فعلی و در معنای اسمی هم با همان فتحه تلفظ می‌کنیم.دیگر تفاوت معنای ظریفی بین غذا و خوراک در زبان فارسی وجود دارد. ما ایرانی‌ها غذا را مورد وعده‌های سه گانه صبحانه،ناهار و شام به کار می‌بریم اما خوراک معنای گسترده تری دارد و نه تنها در مورد این سه وعده بلکه در مورد هر خوردنی دیگر هم به کار می‌بریم. این همان کاری است که زبان‌های زنده و پویای جهان انجام می‌دهند یعنی گرفتن کلمه از زبانی و به کاربردن آن در معنایی که دلخواه خودشان است، نه دلخواه گویندگان زبان مبدا.

در مورد نفر هم  با تشدید حرف «ن» و با «ال» به معنی سه تا ده مرد آمده است .  و بدون «ال» و تشدید به معنی نفرت آمده است. حالا ما کدام را استفاده می‌کنیم. در واقع هیچکدام. ما یک واژه را گرفته‌ایم و در معنی دلخواه استفاده کرده‌ایم.

در مورد واق واق سگ و پارس. اول که عرب حرف«پ» ندارد که بخواهد بگوید، بگویید پارس. دوم این که شما در هیچ کجای شاه‌نامه و متون قدیمی به نام پارس به معنای ایران بر نمی‌خورید. این که ما فکر می‌کنیم به این سرزمین در قدیم پارس می‌گفتند تحت تاثیر نوشته‌های یونانیان قدیم است که البته مستشرقان امروز از آن‌ها بسیار استفاده می‌کنند. زبان، بله، پارسی است اما نام این سرزمین اهورایی همیشه ایران بوده‌است. یونانیان برای تفرقه افکندن در بین مردم این سرزمین این‌جا را به نام یک قوم وایالتش پارس می‌گفتند تا اقوام دیگر این سرزمین را تحریک کنند. و همین کار را امروزه بعضی خاورشناسان با زیرکی دنبال می‌کنند و بعضی از ما نیز با نادانی دنبال آن‌ها می‌رویم.

و اما در مورد شاه‌نامه  و خوش بودن آخر آن.

این یک ضرب المثل است.دقت کنیم که از نظر ایرانیان فرمانروای کشور یعنی شاه، باید فره ایزدی داشته باشد. بعد از گشتاسب این فره کیانی در شاهان ایرانی ناپدید می‌شود و در نظر ایرانیان، پادشاهان  بعد از او افرادی بلند مقام اما بدون فره بودند با آمدن اسلام و البته آن اسلامی که ما ایرانیان قبول داریم و فردوسی در ابتدای شاه‌نامه با صدای بلند اعتقاد خود را به آن اعلام می‌کند و با قبول کردن امامان به عنوان خلیفه‌های خدا ما ایرانیان افرادی را به پادشاهی ایران قبول کردیم که از طرف خداوند انتخاب شده‌‌اند و این فره در آنان وجود دارد و به این ترتیب آخر شاهنامه یعنی اول اسلام برای ما ایرانیان به معنی بازگشت فره ایزدی به این سرزمین است. و این همان چیزی است که ما در ابتدا  این نوشته هم درباره‌‌ی آن صحبت کردیم.


تعداد بازدید از این مطلب: 205
موضوعات مرتبط: نوشته‌های بابا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

ابوعدنان در تاریخ : 1391/3/15 - - گفته است :
با سلام
البته واضح است که ما ایرانیان همه چی را به خودمان می چسبانیم وخودمان را عقل کل می دانیم از فردوسی گرفته تا پیامبر تا خدا همه را فارس می دانیم وخود را قوم برتر
ولاکن دیگر زمان این چیزها گذشته جهان تغییر کرده وما هنوزهم فقط به گذشتگان افتخار می کنیم
همون اعرابی که پیش شما قابل نیستند می گویند ان الفتی من قال هااناذا لیس الفتی من قال کان ابی
یعنی جوانمرد کسی است که بگوید من این هستم نه اینکه بگوید پدرم آن بود
در کل امام علی می فرماید انا من العرب ولیس الاعراب منی یعنی من از اعرابم وشیر مرداعراب از من است
پاسخ : علیک السلام
خوب مطلب را کامل را نخواندید یا درست متوجه نشدید یا من درست متوجه نمی‌شوم.
شما در کلام خود به کلام امام علی(ع) استناد کردید که نوشته‌ی من هم دقیقا تاکید بر همین مطلب است که شما گفتید که آموخته‌های ما از امامان است و آن چه ما ایرانیان آموخته‌ایم از این بزرگواران بوده است.
بعد هم من که در مطلب خود هیچ تاکیدی بر گذشته نکردم، تنها آن‌چه که زبان شناسان در مورد کلمات و زندگی هر کلمه می‌کویند بازگو کرده‌ام.
و یک مطلب بسیار مهم عرب با عرب زبان متفاوت است.
ملت مصر عربی صحبت می‌کنند اما عرب نیستند، عراقی‌ها هم همینطور و بسیار دیگر از همسایگان دور و نزدیک کشور ما.
این نکته بسیار مهم است.
گمان می‌کنم در یک پست باید بیش‌تر توضیح بدهم.
تا بعد حق نگهدار همه‌ی انسان‌های خوب خدا

غزل در تاریخ : 1391/3/10 - - گفته است :
بابت توضیحاتتون بی نهایت ممنونم.

نوجوانان در تاریخ : 1391/3/10 - - گفته است :
سلام آقای پدر اول ممنونم که به وبلاگ ما آمدید و به خاطر نظر زیبای شما و دوم متشکرم به خاطر مطلب زیبای شما و این که ایرانیان خیلی بیشتر به اعراب چیز آموختند ولی الآن اعراب خودشان را برتر می دانندفکر می کنند آن ها به ما چیز آموختند در حالی که حتی ایرانیان به ان ها معنای...را آموختند ببخشید نمی توانم بگویممرسی

نجاتی در تاریخ : 1391/3/7 - - گفته است :
ممنون لطف کردی

محبوب در تاریخ : 1391/3/7 - - گفته است :
دروووووووووووووود
مرسی بابت این اطلاعات. من هیچکدوم و نمیدونستم. تازه این اس ام اس هم ندیده بودم تا حالا.اون قسمت در مورد غذا رو خوب فهمیدم چون تو زبانشناسی داشتیم از اینا. زنده باد ایرانی!
پاینده و پیروز باشید

مهدی در تاریخ : 1391/3/7 - - گفته است :
آفرین مطلب جالبی بود

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

تبلیغ


مامان و بابا و بچه‌ها کوششی جدید است، از یک خانواده‌ی چهار نفره. مامان و بابا و دختر و پسر. البته پسر هنوز حتی کودکستان هم نمی‌رود. دختر کلاس سوم دبستان است، مامان دانشجوی مدیریت بازرگانی و بابا کارشناسی ارشد ادبیات فارسی. آن‌ها اهل جنوبند البته نه کنار دریا..نه آن‌قدر جنوبی.. و می‌خواهند دقیقه‌هایی از روز را با شما سهیم باشند.

ویرایش نخست: بابا دانشجوی دکتری ادبیات فارسی است. دختر این مهر ماه به کلاس پنجم خواهد رفت. و پسر به کلاس اول دبستان.

خوش آمدید.

ویرایش دوم: بابا سخت درگیر آخرین ویرایش رساله‌ی دکتری و مقالات است. مامان بعد از گرفتن لیسانس با بچه‌ها و کارهای خانه سرگرم است. دخترم این مهرماه کلاس نهم خواهد رفت و پسرم کلاس پنجم و حالا دختر کوچک دیگری دارم که در آغاز سه سالگی است.

براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود