close
تبلیغات در اینترنت
لی لی و پری دریایی
یادداشــــت‌های خانــــــــواده‌ی مــــا
تبلیغ


نویسنده : بچه ها
تاریخ : چهارشنبه 20 ارديبهشت 1391
نظرات

بچه های عزیز سلام

این خلاصه‌ی  کتاب قصه ی لی لی و پری دریایی است که به نظرم قشنگ بود، تصمیم گرفتم برایتان بنویسم. 

لی لی کوچولو به همراه پدر و مادر مهربانش در ویلای زیبایی زندگی می کردند. هنگام طلوع خورشید دریا خیلی خیلی زیبا می شد. صدای موج هایی که به ساحل می رسید گوش لی لی را نوازش می داد. کار پدر لی لی ماهی گیری بود. او هر روز با دوستان ماهیگیرش برای صید ماهی سوار بر قایق می شدو به دریا می رفت. پدر تور ماهیگیری را در آب می انداخت . وقتی آن را بالا می کشید ماهی های ریز  درشت در تر جمع شده بودند. پدر ماهی ها را به ساحل می آورد و آن ها را به قیمت مناسبی می فروخت. مادر یک شب برای لی لی ، قصه‌ی پری دریایی را تعریف کرد.  از آن شب به بعد وقتی پدرش از دریا برمی گشت ، لی لی کوچولو دوان دوان به سوی او می رفت و داخل قایق را نگاه می کرد. او با خودش فکر می کرد شاید پری دریایی را پدرش با تور گرفته باشد. چند روز گذشت لی لی خواب دید که پیش پری دریایی است و دارد از او چیزهای زیادی یاد می گیرد. 

تعداد بازدید از این مطلب: 257
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 30


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

گلناز در تاریخ : 1392/11/16 - - گفته است :
خوب بودولی بگییش کوخودشم ادامه ی مطلب نداشت بای خدابه همراهتون .

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

تبلیغ


براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود