close
تبلیغات در اینترنت
عاقبت کل کل
یادداشــــت‌های خانــــــــواده‌ی مــــا
تبلیغ


نویسنده : بابا
تاریخ : شنبه 16 ارديبهشت 1391
نظرات

امروز  که مثل همیشه به سراغ سایت مورد علاقه‌ام زیست شناسی آرمان رفتم._ البته مدتی بود که متاسفانه تالار گفتمان آن عرصه‌ی تاخت و تاز عد‌ه‌ای از اعضا شده‌بود و حرف‌هایی که نباید، زده می‌شد._ دیدم که تالار گفتمان آن را مدیر سایت آقای حیدری بسته و ما مثل دانش‌آموزان پشت در بسته مانده‌ایم. البته از رو که نرفتیم و همان‌جا لنگر انداختیم، اما دو تا حرف حساب دارم یکی خطاب به اعضای سایت و دیگری خطاب به مدیر. 

به اعضا می‌گویم از سعه‌ی صدر مدیر سایت سوء استفاده کردید.

و به مدیر هم می‌گویم: نسبت به اعضا باید کمی سخت‌گیری بیش‌تری می‌کردید تا کار به این‌جا نرسد.

حالا منتظرم تا آقای حیدری تصمیم نهاییش را اعلام کند.

تعداد بازدید از این مطلب: 179
موضوعات مرتبط: نوشته‌های بابا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

تبلیغ


مامان و بابا و بچه‌ها کوششی جدید است، از یک خانواده‌ی چهار نفره. مامان و بابا و دختر و پسر. البته پسر هنوز حتی کودکستان هم نمی‌رود. دختر کلاس سوم دبستان است، مامان دانشجوی مدیریت بازرگانی و بابا کارشناسی ارشد ادبیات فارسی. آن‌ها اهل جنوبند البته نه کنار دریا..نه آن‌قدر جنوبی.. و می‌خواهند دقیقه‌هایی از روز را با شما سهیم باشند.

ویرایش نخست: بابا دانشجوی دکتری ادبیات فارسی است. دختر این مهر ماه به کلاس پنجم خواهد رفت. و پسر به کلاس اول دبستان.

خوش آمدید.

ویرایش دوم: بابا سخت درگیر آخرین ویرایش رساله‌ی دکتری و مقالات است. مامان بعد از گرفتن لیسانس با بچه‌ها و کارهای خانه سرگرم است. دخترم این مهرماه کلاس نهم خواهد رفت و پسرم کلاس پنجم و حالا دختر کوچک دیگری دارم که در آغاز سه سالگی است.

براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود