close
تبلیغات در اینترنت
مرگ بر جنگ! مرگ بر آمریکا
یادداشــــت‌های خانــــــــواده‌ی مــــا
تبلیغ


نویسنده : بابا
تاریخ : چهارشنبه 27 تير 1397
نظرات
تصویر : http://rozup.ir/thumb150/2607726/M (119) (2015_06_13 15_37_16 UTC).jpg" border="0">

طرفدار جنگ نیستم، از هر فیلم جنگی مگر این که فانتزی باشد بدم می‌آید.  از بازی کال آف دیوتی که به صورت سرباز توی فرودگاه می ریزند و مسافران بیگناه را می‌کشند بدم می‌آید. از این که بچه‌هایم با پسرخاله‌هایشان و دوستانشان جنگ بازی می‌کنند هم.

اما 

از زور شنیدن هم بدم می‌آید. دلیل ندارد وقتی برای آرام کردن اوضاع کوتاه می‌آیی طرف مقابل سرت داد بزند. دلیل ندارد حرف زور بشنوی.

اهل معامله هستم. حتی حاضرم کمی ضرر کنم اما نخواهم یقه طرف را بچسبم و همدیگر را بزنیم.

با این حال

اگر لازم باشد، می‌جنگم. اگر لازم باشد وارد میدان می‌شوم. ترس که ندارد یا می‌زنم یا می‌خورم. 

انگار هنوز ترامپ این را نفهمیده. انگار فکر کرده، از جنگ می‌ترسیم. نمی گویم می زنیم دخل طرف را می‌آوریم، نمی‌گویم ما از میدان پیروز بیرون می‌آییم اما گاهی باید جنگید، باید دعوا کرد تا طرف بفهمد، حرف زور هم حدی دارد.

چرا می‌گوییم مرگ بر آمریکا! برخی می‌گویند ما چکار به مردم آمریکا داریم؟نبندد مرا دست چرخ بلند

اتفاقا کار داریم.

مگر آمریکا  دموکراسی نیست، اگر هست خوب همین مردم این آقای زبان نفهم را سرکار آورده‌اند و حالا هم پشتش ایستاده‌اند. می‌گویید در خیابان علیه اش شعار می‌دهند؟

آمریکا نزدیک به چهارصد میلیون جمعیت دارد، حالا ده میلیون، بیست میلیون نه پنجاه میلیون هم مخالفش باشند، هنوز سیصد و پنجاه میلیون موافق دارد، یا موافق و مردد دارد، اگر که همه چیز خوب پیش برود مرددها هم عاشقش می‌شوند، اگر هم خوب نبود، منتظر می‌مانند تا انتخابات بعدی!

آآی حضرات! تا شما بخواهید تصمیم بگیرید که این آدم چهار سال بعدی هم رئیس جمهورتان باشد یا نباشد، ما مردم ایران، باید چکار کنیم؟

چگونه به شما حالی کنیم که انتخاب شما باعث مشکلات ماست؟ چگونه بگوییم که دوران بدی را آغاز کردید و ادامه می‌دهید؟

خوب شعار می‌دهیم: مرگ بر آمریکا می‌گوییم تا حالیتان شود، یک جای کار دارد می‌لنگد، اما حالیتان نیست.

ما جنگ را دوست نداریم.

اما

ما فرزند رستمیم! هم او که اسفندیار را از صمیم دل دوست داشت، اما وقتی حرف زور شنید، جنگید. البته همه چیز از بین رفت، خود رستم هم گریه کرد، اما اسفندیار را کشت.  ما فرزند رستمیم! جنگ با سهراب بد بود، دلهره داشت، اشک داشت اما، فرزندش را کشت تا کسی گمان نکند حالا که رابطه کاووس و رستم بد است، حالا که انگار رستم از کاووس قهر کرده و رفته، می‌شود، آمد و زد و سوزاند و رفت. 

می‌گویید مغولها زدند  و سوزاندند. بله! جنگ همین است. در جنگ حلوا قسمت نمی‌کنند.

باشد! کار را از حد مگذران! هر چه می‌خواهی بخواه، اما بدان که با حرف زور دست بسته خدمت شما نمی رسیم. 

نبندد مرا دست چرخ بلند.

تعداد بازدید از این مطلب: 18
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

تبلیغ


براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود