close
تبلیغات در اینترنت
رفتند از این ولایت!
یادداشــــت‌های خانــــــــواده‌ی مــــا
تبلیغ


نویسنده : بابا
تاریخ : سه شنبه 07 آذر 1391
نظرات

همانطور که از نام این وبلاگ بر می‌آید و شما همراهان عزیز متوجه شدید این وبلاگ برای بیان افکار خانوادگی افتتاح شد و قرار خانواده بر این بود تا اعضای خانواده به اندازه وسع و توان خود بکوشند تا این وبلاگ برقرار بماند. اما همانطور که حتما توجه شده اید متاسفانه مدتی است که مامان خانم و بچه های عزیز دیگر کمک نمی کنند . البته من که بابا باشم بین پست هایم فاصله می انداختم تا شاید آن ها هم چیزی بنویسند و این جا ملک طلق بابا نشود . با این حال از آن جا که شریکان دیگر این وبلاگ قدم پیش نمی گذارند تصمیم کبری گرفتم که تا اطلاع ثانوی به تنهایی این مسافرخانه را بگردانم. پس اگر خبری از آن ها نیست مصر بنده نیستم. امیدوارم که به زودی به این خانه برگردند.

تعداد بازدید از این مطلب: 133
موضوعات مرتبط: نوشته‌های بابا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

تبلیغ


مامان و بابا و بچه‌ها کوششی جدید است، از یک خانواده‌ی چهار نفره. مامان و بابا و دختر و پسر. البته پسر هنوز حتی کودکستان هم نمی‌رود. دختر کلاس سوم دبستان است، مامان دانشجوی مدیریت بازرگانی و بابا کارشناسی ارشد ادبیات فارسی. آن‌ها اهل جنوبند البته نه کنار دریا..نه آن‌قدر جنوبی.. و می‌خواهند دقیقه‌هایی از روز را با شما سهیم باشند.

ویرایش نخست: بابا دانشجوی دکتری ادبیات فارسی است. دختر این مهر ماه به کلاس پنجم خواهد رفت. و پسر به کلاس اول دبستان.

خوش آمدید.

ویرایش دوم: بابا سخت درگیر آخرین ویرایش رساله‌ی دکتری و مقالات است. مامان بعد از گرفتن لیسانس با بچه‌ها و کارهای خانه سرگرم است. دخترم این مهرماه کلاس نهم خواهد رفت و پسرم کلاس پنجم و حالا دختر کوچک دیگری دارم که در آغاز سه سالگی است.

براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود