close
تبلیغات در اینترنت
حافظ
یادداشــــت‌های خانــــــــواده‌ی مــــا
تبلیغ


نویسنده : بابا
تاریخ : سه شنبه 04 مهر 1391
نظرات

چند روز پیش مهمان عزیزی داشتیم که از  دیار گرمسیر به منزل ما آمده بود. مهمانی که از دوره‌ی کارشناسی دانشگاه شیراز و از درون لانه کندوی  خوابگاه شهید دستغیب اتاق 708  با هم آشنا شدیم و هنوز که هنوز است بعد از پانزده سال  طناب دوستی را با هم  گره می زنیم. و سالی یکی، دوبار مهمان هم می شویم و به اتفاق خانواده‌هامان  می‌نشینیم و می‌گوییم و برای چندمین بار خاطره‌های مشترک را تعریف می‌کنیم. در این مجال یکی ـ دو روزه‌ی مهمانی به غیر از خاطره‌ها گاهگاه بحث‌های جالبی داریم درباره‌ی فرهنگ و هنر و اعتقادات و ـ البته نقل مجلس مردانه سیاست. اما این بار بحث ما کمی متفاوت بود: همسر محترم ایشان از بنده خواستند تا برایشان حافظ بخوانم، و توضیح بدهم. ـ حالا که به سلامتی دانشجوی دکتری ادبیات شدیم ـ انتظار مثل گرمای جنوب بالا می‌رود. اما کسانی که با حافظ آشنایی دارند می‌دانند که توضیح بعضی از ابیات حافظ کار بسیار سخت و مشکلی است. و احتیاج به مقدمه‌هایی برای آشنایی با علوم  مختلف ادبی و شرعی و عرفانی دارد. سعی کردم به صورت ساده  و مختصر آن چه  را از استادانم آموخته بودم برایشان توضیح دهم. در همین زمان ایشان پرسیدند که به نظر شما حافظ چگونه شخصیتی دارد؟

 گفتم:این سوال را  حافظ شناسان هم از خود می‌پرسند و پاسخ می‌دهند. اما دو تا از پاسخ‌ها برای من جالب‌تر است. یکی آن‌چه آقای خرمشاهی می‌گوید که حافظ «انسان کامل» نیست بلکه «کاملا انسان» است. یعنی حافظ یک ابر انسان نیست یک پیامبر نیست حتا یک پیر و مراد  هم نیست. بلکه حافظ خود انسان است: ادعای بیگناهی نمی‌کند، ادعای پیغمبری هم ندارد، مثل بقیه انسان‌ها زندگی می‌کند، و حتا گاهی از گناه خود لذت می‌برد و در مواقع دیگر ناگهان آن‌قدر به خدا نزدیک می‌شود که احساس می‌کنی الان است که مثل مسیحا معجزه کند.« فیض روح القدس ار باز مدد فرماید.... دیگران هم بکنند آن‌چه مسیحا می‌کرد».

دوم  |آن چه که  جناب آقای استاد رستگار فسایی در یکی از سخنرانی‌هاشان گفتند که حافظ انسانی « صادق راستگو امانتدار رند دروغگو » است.  این که چگونه این صفات متضاد در ایشان جمع می‌شود به سبب شاعر بودن حافظ است. اگر همه‌‌ی آن‌چه را که حافظ درباره‌ی میخواری و نظربازی می‌گوید  و شوخی‌هایش با دین و اعتقادات را حقیقت فرض کنیم او انسانی شرابخوار و بی اعتقاد است.( البته قسمتی از شراب‌هایش معنای عرفانی دارد). اما اگر دقت کنیم که او در درجه‌ی اول یک شاعر است و شاعران چیزهایی می‌گویند که خود بدان‌ها عمل نمی‌کنند ان‌گاه او را تنها یک شاعر می‌بینیم.

توضیح بیش‌تر هم از حوصله‌ی مهمانان ما خارج بود و هم گمان می‌کنم از حوصله خوانندگان این وبلاگ.شاید آینده بیش‌تر بنویسم. اما حالا  چند بیت از حافظ آن هم از روی تفال:

بی‌خـــــبرند زاهـــــــــدان نقش بخوان و لا تقل... مست ریاست محتسب باده بنوش و لا تخف

صوفی شهر بین که چون لقمه‌ی شبهه می‌خورد.... پاردمش دراز بــــاد این حیوان خوش علف

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 169
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

تبلیغ


براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود