close
تبلیغات در اینترنت
آفتابگردان.
یادداشــــت‌های خانــــــــواده‌ی مــــا
تبلیغ


نویسنده : بابا
تاریخ : چهارشنبه 08 شهريور 1391
نظرات

تا پیش از این ستایشگر آفتاب بودم، که سهمی در طلوع داشته باشم. اما، ای آفتاب ببخش مرا! که می خواهم به ستایش و پرستش خیل خفاش‌ها بپردازم، تا آن قدر شب را جاودانه کنم که مرگ زنجره‎‌ها را از قحطی نور ببینم.

ای آفتاب در قلب من جای داری!

اما خداحافظ.

تعداد بازدید از این مطلب: 183
برچسب‌ها: آفتاب , آفتابگردان، ,
موضوعات مرتبط: نوشته‌های بابا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

yasna در تاریخ : 1391/6/8 - - گفته است :
سلام بابا این خداحافظ یعنی چی الان؟ خدای نکرده تعطیل که نکردین ابنجا رو؟
پاسخ : سلام بر یسنای بابا!
نه ما نخواهیم رفت بلکه از نوعی جریان خداحافظی کردم.متن را دقیق تر بخوانید.

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

تبلیغ


براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود