close
تبلیغات در اینترنت
آفتاب و زغال
یادداشــــت‌های خانــــــــواده‌ی مــــا
تبلیغ


نویسنده : بابا
تاریخ : دوشنبه 05 تير 1391
نظرات

گروهی خفاش شبگرد

منتظر آمدن آفتابند

تا تمام رو سیاهی زغال را  به بهار نسبت دهند.

 

تعداد بازدید از این مطلب: 186
برچسب‌ها: آفتاب , خفاش ,
موضوعات مرتبط: نوشته‌های بابا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

فرهود در تاریخ : 1391/4/5 - - گفته است :
سلام اقای بابا
خسته نباشید
زیبا بود
من داستان رو نوشتم در وبلاگ است اسمش رو گذاشتم لاک پشت دانا هر وقت،وقت داشتید بیایید بخوانید متشکرمشکلک
و ما اسم ها رو عوض کردیم یعنی اسم واقعی نذاشتیم آخر خیلی ها چون دوست ندارند با اقلیت ها باشند به وبلاگ نمیامدند این جوری دوست های بیشتری پیدا می کنیم حالا اسم من الهه هوشمندی استشکلکمنتظر شما هستمشکلک
ببخشید که دیر شد برنامه امتحانات و از این حرف ها
متشکرم

محبووب در تاریخ : 1391/4/5 - - گفته است :
سلام بابا
شعرای سخ سخت مینویسی. کاش زیرشون یه تفسیر المیزان بود. تفسیرش رو هم میخوندیم و بیشتر لذت میبردیم. (آیکون من ِ بی ساوات )

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

تبلیغ


براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود