close
تبلیغات در اینترنت
زندگی دوباره‌ی باتری مرده!
یادداشــــت‌های خانــــــــواده‌ی مــــا
تبلیغ


نویسنده : بابا
تاریخ : سه شنبه 30 خرداد 1391
نظرات

     اگر شما هم مانند من از لپ تاپ  چند ساله برای کارهای خود استفاده می‌کنید پس به احتمال زیاد با مشکل باتری مواجه شده‌اید. آرام آرام مقدار شارژی که باتری نگاه می‌دارد، کم  کم‌تر می‌شود تا جایی که وقتی سیم برق را جدا می‌کنید، از همان لحظه علامت کمبود شارژ را می‌بینید و رایانه‌ی شما پشت سر هم پیغام می‌دهد که باتری شما خراب شده‌است. در این موقعیت چه باید کرد. مطمئن‌ترین کار خرید باتری جدید است. همین‌کاری که من هم انجام داده‌ام. حالا اگر شما هم مانند من همان باتری خراب را هنوز نگاه داشته‌اید، به امید روزی که شاید تکنولوژی عمر رفته‌اش را بازگرداند، پس کمی‌ امیدوار شوید. احیای باتری مرده لپ‌ تاپ با استفاده از یخچال را در این جا خواندم( همین جا را کلیک کنید). و باتری قدیمی را به امید زندگی دوباره فریز کرده‌ام، احتمالا فردا نتیجه‌اش را همین‌جا در ادامه‌ی همین مطلب خواهم نوشت. اگر نتیجه‌اش مطلوب بود، می‌نویسم تا شما هم با باقی ماندن مقداری پول در جیب‌هاتان لبخند بزنید.

فردا نوشت: امروز ظهر باتری را از توی فریزر درآوردم و روی لپ‌تاپ گذاشتم.البته مثل این‌که روزی که از روی لپ‌تاپ برش داشته بودم شارژ داشته، اما در عرض 3 دقیقه باتری خالی شد. دوباره شارژش کردم. این بار پانزده دقیقه شارژ داشت. فکر کردم شاید به خاطر این باشد که باتری شارژ بوده، پس دوباره ولی این بار خالی امتحان می‌کنم، فریزش می‌کنم،  و نتیجه را فردای امروز می‌نویسم. 

پس فردا نوشت: با تمام تمهیداتی که اندیشیده شد متاسفانه هیچ نتیجه‌ای گرفته نشد و باتری ما همچنان جزئی از دنیای مردگان به حساب می آید. به امید روزی که تکنولوژِی بر مرگ غلبه پیدا کند.فعلا برای سلامتی روح باتری استفاده کنید از باتری جدید با ذکر چند تا ...

 

تعداد بازدید از این مطلب: 186
موضوعات مرتبط: نوشته‌های بابا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

محبوب در تاریخ : 1391/4/4 - - گفته است :
مامانی کجااااااااااااااایییییییییییییی؟
حدس میزنم درگیر امتحانا چشم بسته غیب گفتم آره؟؟؟ از وبلاگ خواهر شوهر محترم فهمیدم
پاسخ : سلام درست حدس زدین من درگیر امتحانام هستم،ولی وبلاگ خواهر شوهر؟؟!! اینو از کجا حدس زدید؟

سیاوش در تاریخ : 1391/4/3 - - گفته است :
سلام
آقا ممنون.همین امروز هر چی باتری خراب که به امید بازیافت نگه داشته بودمشون میندازم دور
پاسخ : اقا نه هنوز نه شاید یک بیست سال دیگه راه حلی پیدا شد.
اما حالا یه سوال به نظر شما همونجور که باتری موبایل شک می دن و یه مدت دیگه ازش استفاده می کنن این باتری لپ تاپها قابل شک دادن نیست؟( شکلک فکر)

محبوب در تاریخ : 1391/4/2 - - گفته است :
سلام باباییی. خوبید؟ حدس میزدم نتیجه همین باشه! یکم دور از ذهن بود زنده شدن دوباره باطری توسط انجماد. اما امتحانش ضرری نداشت. همه ی مخترعان و کاشفان دنیا با همین امتحان کردن ها و به نتیجه نرسیدن ها مخترع و کاشف شدن! انشاالله که اسم شما هم به زودی در این جرگه ثبت بشه. ادامه بدید ناامید نشید
پاسخ : خیلی خوش حال شدیم که باز آفتابی شدید و از پشت ابرهای تیره بیرون آمدید.
البته که هی ازین امتحانا می کنم. دفعه پیش هم یکی ازین کاردهای اشپزخانه را که می گن برای تیز شدن باید فریز کرد امتحان کردم. متاسفانه اونم نتیجه نداد.
گمون کنم این تکنولوژی یخچالی یه جاییش یه فوت کوزه گری کم داره. هه هه هه باید به خودم بخندم به خاطر این همه خوش خیالی. خوی چه کار کنم. همین خیال خوش برام باقی مانده.

شوهرجان در تاریخ : 1391/4/1 - - گفته است :
سلام. دوست عزیز شما را به یک استکان چای شعر مهمان می کنم

دیشب دوباره رد شدم از کوچه های شعر
با واژه های یخ زده زیر دمای شعر
تصویر محو یاد تو هم رد شد از دلم
رفتی و ماند بر دل من رد پای شعر
من زنده ام به عشق تو در واژه واژه ام
جان میکنم بدون تو در انزوای شعر
با هر تپش دوباره دلم تنگ میشود
گاهی برای قلب تو گاهی برای شعر
بر پیکر برهنه ی لبهای شاعرم
می پوشم اینچنین غزلی از ردای شعر
من میرسم به آخر و احساس میکنم
ته میکشند قافیه ها انتهای شعر:
ای کاش در حضور تو یک شب کنار هم
در استکان لحظه بنوشیم چای شعر

و همچنين با افتخار شما را به خواندن مطلبي با طعم شاتوت سياه دعوت ميكنم.
منتظر نظرات شما هستم.

الف در تاریخ : 1391/3/31 - - گفته است :
سلام .ننوشتید چی شد ؟ من دو تا باتری دارم که خالی شدن و دلم نیومده بندازمشون دور (خوب پول بابتش رفته) اگه از این روش درسته بشن عین روز اول دعاتون می کنم اساسی..........
پاسخ : سلام.
به نتیجه مورد نظر نرسیدم. که در وبلاگ نوشتم. (قسمت فردا نوشت).
فردا دوباره می نویسم که نتیجه نهایی چی شده!
پس با هم منتظر می مانیم..

وحید در تاریخ : 1391/3/30 - - گفته است :
ممنون که مطالب مرا می خوانید. ان شا الله گذرتان به پورتال نیفتد
پاسخ : خوشحال شدم که امدید..
وبلاگ شما یکی از متفاوت ترین وبلاگهایی است که تا به حال دیده ام و البته نمی دانم تا کی توانایی این این کار را دارید؟ به امید خدا که ..حالا حالاها بتوانید.

yasna در تاریخ : 1391/3/30 - - گفته است :
سلام بابا!
من هم از لپ تابم زیاد استفاده می کنم و تقربیا خانوادگی شده ... حالا یعنی همین بلا سر باتریش میاد؟
در ضمن با همون کفشعام که دیدید اینجا اومدم و درضمن این خانومه که عکسش اینجاست خیلی زیباست زشته برش دارید زن و بچه رد میشه ...البته بابای زن و بچه مردم و ممکناست به گناه بفیتن!!
پاسخ : سلااااااام. به به به به بفرمایید. اشکال نداره با همین کفش بفرمایید. مهمون حبیب خداست.
در مورد باتری لپ تاپ هم چه میشه کرد. عمر باتری دست خداست. یک سال ، دوسال آخرش این شتریه که دست همه باتری ها رو می گیره.
در ضمن این خانومه که این جاست نگبان دم دره! فکر کردید که یه ادم قلچماق سبیلو میذاریم. نه بابا! دعوت ما دوستانه است. چماق میخوایم برای چی؟ حالا بگذریم از این که کپی رایتش هم دست ما نیست.

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

تبلیغ


مامان و بابا و بچه‌ها کوششی جدید است، از یک خانواده‌ی چهار نفره. مامان و بابا و دختر و پسر. البته پسر هنوز حتی کودکستان هم نمی‌رود. دختر کلاس سوم دبستان است، مامان دانشجوی مدیریت بازرگانی و بابا کارشناسی ارشد ادبیات فارسی. آن‌ها اهل جنوبند البته نه کنار دریا..نه آن‌قدر جنوبی.. و می‌خواهند دقیقه‌هایی از روز را با شما سهیم باشند.

ویرایش نخست: بابا دانشجوی دکتری ادبیات فارسی است. دختر این مهر ماه به کلاس پنجم خواهد رفت. و پسر به کلاس اول دبستان.

خوش آمدید.

ویرایش دوم: بابا سخت درگیر آخرین ویرایش رساله‌ی دکتری و مقالات است. مامان بعد از گرفتن لیسانس با بچه‌ها و کارهای خانه سرگرم است. دخترم این مهرماه کلاس نهم خواهد رفت و پسرم کلاس پنجم و حالا دختر کوچک دیگری دارم که در آغاز سه سالگی است.

براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود