close
تبلیغات در اینترنت
داستان دیگران
یادداشــــت‌های خانــــــــواده‌ی مــــا
تبلیغ


نویسنده : بابا
تاریخ : پنجشنبه 18 مرداد 1397
نظرات

تپه خاطرات 

نویسنده: مصطفی اوزچلیک

مترجم: میلاد سلمانی

ناشر: بُراق، قم. ١٣٩٥

قیمت: ٧٠٠٠

زبان اصلی: ترکی

عنوان داستانی کودکانه است. قهرمان این کتاب حسن برای دیدن پدربزرگش به روستا می رود، در انجا برای نخستین بار به کشف پدیده های اطراف می پردازد و حقایق و نشانه هایی را درک می کند که پیس تز ان بدانها نپرداخته بود.

نویسنده کتاب ترکیه ای است، نزدیکی فرهنگ بین ایران و ترکیه مطالب این کتاب را برای ما نیز باورپذیر و جالب می کند.

با این حال کتاب از کشش لازم برخوردار نیست، بدین سبب که کشمکش در داستان برقرار نمی شود. خالی بودن داستان از کشمکش باعث می شود، که آن را داستانی کودکانه، نه نوجوانانه آنگونه که بر کتاب آمده، بدانیم.

بنابراین داستانی متوسط و حتی ضعیف است، اما از دیدگاه مطالعه و تطبیق فرهنگی شایسته مطالعه است، که این موضوع برای کودک جذاب نیست.

بنابراین بر روی هم امتیاز این کتاب از صد بین چهل تا پنجاه است.

تعداد بازدید از این مطلب: 24
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : پنجشنبه 21 تير 1397
نظرات

روایتی ساده از ماجرایی پیچیده: روایتی واقعا ساده است از انقلاب ٥٧ و انچه باعث ان ماجرای پیچیده شد. راوی در روستایی در ترکمن صحرا زندگی می کند. داستان از انجا اغاز می شود که هم  برادر الیاس راوی داستان  و هم عبدالجبار پسر خان روستا هر دو عاشق نورجمال دختر امین حاجی هستند. نورجمال و پدرش عبدالجبار را رد می کنند و به برادر الیاس بله می گویند. شب عروسی، داماد توسط عده ای کشته می شود و نوعروس دزدیده می شود. شکایت قانونی به پاسگاه، به دادگاه و حتی نامه نگاری به شخص شاه به جایی که  نمی رسد، هیچ باعث کشته شدن نور جمال هم می شود. الیاس هم برای انتقام انبار خان را اتش می زند. پدر او را به تهران فراری می دهد، در دبیرستان با دوستانی انقلابی آشنا می شود، و یک شب حین شعار نویسی دستگیر و شکنجه می شود. عاقبت پس از شش ماه آزاد می شود، به روستا بر می گردد و بذر انقلاب را در روستا می پاشد، پس از پیروزی انقلاب، خان و پسرش را دستگیر می کنند.

 

تعداد بازدید از این مطلب: 13
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : چهارشنبه 06 تير 1397
نظرات
محمد صلاح از جام بیرون رفت اما انقدر ارزش دارد که درابه او صحبت کنیم. او برای ما مسلمانان ارزش بسیاری دارد، او نماد خواستن و توانستن در این دنیایی است که اروپا و آمریکایش همه چیز را از آن خود می‌دانند. او فرعون نیست، متاسفم برای گزارشگران فوتبال ما که گاهی ناخواسته و ندانسته همان راهی را می‌روند که بدخواهان و بدگویان می‌روند. آنها نمی‌توانند تورها را ببینند و هم خود و هم تماشاگران را می‌فریبند. محمد صلاح صلاح الدین دنیای ماست. صلاح الدین بی شمشیر و نیزه و تفنگ. او فرعون نیست نخوت فرعونی ندارد، او می‌داند که بنده خداست، و این از سجده‌هایش پیداست. او صلاح الدین ماست بی شمشیر و نیزه و تفنگ، او تنها توپ دارد، توپی پر. برای ما مسلمانان که اخبارمان پر از جنگ است و قتل، او نمادی از زندگی سالم و تازه است. چرا جنگ چرا تفنگ وقتی توپ می‌تواند، چشم مردمان جهان را خیره کند. او را باید بزرگ داشت، دنیای اسلام باید او را بزرگ بدارد. از مالزی و اندونزی گرفته تا ایران و عربستان و مصر و اردن و آلبانی.
تعداد بازدید از این مطلب: 13
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : جمعه 20 فروردين 1395
نظرات

فکرش را بکنید شب باشد و برق هم برود. بعد آقا غوله بی شاخ و دم از توی پریز بیاید بیرون و بگوید که می خواهم تو  را بخورم. آخر چه کار بکنم. هیچی دیگر. 

بابای من با سس خوشمزه است نام کتابی است از سید نوید سید علی اکبر با تصویرهای جالب و جذاب. 

 

خوب معلوم است دیگر بابا را بخورد که از دستش راحت شویم. 

برای خواندن نقد جدی کتاب این جا را  کلیک کنید.

تعداد بازدید از این مطلب: 123
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 15


نویسنده : بابا
تاریخ : جمعه 05 ارديبهشت 1393
نظرات

         

چرا هوشمندان سیاره اوراک نمی تواند یک داستان جهانی باشد؟

در اینترنت اگر بگردید خواهید دید که شیفتگان این کتاب آن را یک کتاب جهانی می‌دانند که بنا به دلایلی نتوانسته است به سطح قابل قبول خود برسد اما به راستی این یک کتاب در اندازه‌های  جهان است؟

متاسفانه پاسخ ما نیز خیر است.

دلایل زیادی داردکه تیتروار بر می‌شمرم:

1 - فقدان اندیشه های علمی مستدل. این کتاب ادعای رمان علمی تخیلی دارد اما از اندیشه های علمی مستدل خالی است. در جایی ادعا می‌کند که فاصله سیاره اوراک تا زمین تنها 227 کیلومتر است. در این فاصله هر چیزی که قرار بگیرد در اثر جاذبه زمین به سوی زمین کشیده خواهد شد و اثری از آن نخواهد بود.

2-فقدان اندیشه در پس زمینه: گرچه فریبا کلهر سعی می کند تا در پس زمینه عشق از یک سو و اندیشه کودک درباره ناپدری از سوی دیگر را مطرح کند اما این هر دو نمی توانند نقش اساسی خود را در کتاب پیدا کنند.

3-فقدان بیان استعاری: وقتی که کتاب از نظر علمی اندیشه های صحیخی را ارائه نمی دهد خواننده به دنبال یافتن معنای ثانویه برای اندیشه های مطرح شده است اما در این زمینه کتاب فقیر است و خواننده را به جایی رهنمون نمی شود.

4-عدم رعایت قانون نویسنده آن گاه که شروع به نوشتن کتابی میکند در ذهن خویش قوانینی برای دنیای مخلوق دارد که داستان در چهارچوب آن شکل می گیرد و باعث جلوگیری از هرج و مرج داستان می شود اما در این داستان قوانین دنیای مخلوق بنا بر اراده نویسنده جا به جا می شوند. 

این ها از دلایل عدم ناکامی کتاب است.

اما برای خواننده نوجوان ایرانی این کتاب یکی از کتاب‌های خوب است.  به در از کلیشه های همیشگی.  و جذاب با مطرح کردن داستانی از عشق و علاقه و خانواده.

 جلد کتاب هوشمندان سیاره اوراک

تعداد بازدید از این مطلب: 119
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


نویسنده : بابا
تاریخ : شنبه 09 فروردين 1393
نظرات

 عزیزم باغ دادارا

آچ زلفون باغ دادارا

بولبولی گولدن او ترو

چکو بله باغ دادارا

.....................................................................................

عزیزم در باغ شانه بزن

زلفهایت را باز کن  در باغ شانه بزن

بلبل را به خاطر گل در باغ 

به دار زده اند

تعداد بازدید از این مطلب: 85
برچسب‌ها: عاشقانه ترکی , اذری ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : جمعه 11 بهمن 1392
نظرات

گرچه تقریبا مطمئن هستم که در روزهای آینده صدا و سیما در اقدامی خودجوش از خود تشکر خواهد کرد و خود را به خاطر ساخت سریالی خوش ساخت و زیبا تشویق خواهد کرد اما این مانع از آن نیست که به عنوان بیننده و ناقد حرف را در خود فرو برم.

تمامی این سریال در مورد دو دسته آدم‌هایی بود که تعدادشان در این کشور شاید پنج درصد جمعیت کشور هم نباشد،( طه و خانواده‌ای که به قشر مرفهان جامعه تعلق داشتند، باران و کودکانی که از در نقطه مقابل آنها بودند) در این تقسیم بندی باید دقت کنیم که شکیب گرچه عضو خانواده دوم بود اما عملا متعلق به قشر نخست بود و برعکس نامزد بیتا گرچه در شمار خانواده‌های رده نخست بود اما عملا در رده دوم جای داشت. این در هم ریختگی و تن ندادن نویسندگان و کارگردان به مجموعه‌های بسته و از پیش تعیین شده از خصوصیات داستان‌های پست مدرن است. که بعدا دوباره به آن باز خواهیم گشت. اما به راستی چه تعداد از مردم کشور ما درگیر چنین مشکلی هستند در همان پنج درصد چه تعداد چنین مشکلی دارند. نوشتن از داستانی که پا در هوا دارد و انگار درباره مردمی دیگر در سیاره‌ای دیگر است از آن کارهاست که در صدا و سیما مانند آن بسیار است.

خواهید گفت در بقیه دنیا هم از این نوع نگاه‌ها وجود دارد به عنوان مثال سریال‌های کره‌ای که اتفاقا در کشور ما بینند‌گان فراوان دارد چه؟

در این نوع سریال‌ها یا فیلم‌ها بیننده از همان ابتدا متوجه است که سریالی که می‌بیند در زمان و مکان دیگری اتفاق افتاده بنابراین متوقع امری واقعی نیست به علاوه این که صحنه‌های نبرد جادویی که توانایی پرش و ضربه‌های آنان را نشان می‌دهد خواننده دم به دم متوجه می‌کند که منظور ما دنیایی خیالی است نه دنیایی رئالیستی. اما در چنین سریالی که از سیما پخش می‌شود بیننده در فضایی رئالیستی نا واقعی گام بر می‌دارد. البته تاکید بسیار زیاد نویسندگان بر عوامل " محیط" ،"وراثت" و "شرایط اقتصادی" داستان را به سمت داستان‌های ناتورالیستی سوق می‌دهد اما همزمانی دو داستان یکی داستان زندگی باران، دیگری داستان عشق بدفرجام بیتا"- و عدم توجه بر کانون قشر پایین جامعه این سریال را در زمره سریال‌های پست مدرن قرار می‌دهد. اما در این‌جا هم مولفه‌های داستان‌های پست مدرن رعایت نشده است و باز هم داستان سریال پا در هوا می‎‌ماند.

در مورد شکیب این نکته گفتنی است که گرچه او را در داستان موجودی شرور نشان می‌داد، اما نگهداری او از کودکان خیابانی آیا شرارت است به علاوه این که در این داستان ما دیدیم که او کودکان را نه برای دزدی و گدایی که برای درامد بیشتر به فروش می‌فرستاد حالا شما بگویید سوء استفاده از کودکان. اما با تمام سخت گیری‌هایش کدام کودک را به جرم کم کار کردن ازار داد بر عکس در صحنه‌هایی که دیده می‌شد او با دست به کودکان لقمه می‌داد و هیچ نشانی از نفرت یا ترس در کودکان نبود گویی واقعا او را دوست داشتند... اما برای پیشبرد داستان نویسندگان او را تا حد سر حد گرگ داستان شنل قرمزی شرور نشان داد. این سر در گمی نویسندگان، در نوشتن داستان است که بین داستان پست مدرن که در آن هیچ کسی شیطان نیست و هیچ کس هم فرشته نیست، بالانس می‌زنند و راه به جایی نمی‌برد.

داستان سریال مملو از زائده‌های به درد نخور و گمراه کننده بود. در سکانس اوج وقتی که شکیب با حامد درگیر شد و کشته شد. هیچ گرهی گشوده نشد و هیچ جذابیتی بر داستان افزوده نشد جز تعلیق که آن هم البته در قسمت بعد هیچ جواب مثبتی نداشت. به علاوه این که قاتل هیچ مجازات نشد . اصلا سرنوشت او در قسمت بعد ادامه نیافت.

از جمله موارد دیگری که می‌توان در این سریال اشاره کرد نقش بی خاصیت پلیس بود؟

بود و نبود پلیس در ان چه تفاوتی داشت. جاییکه همه چیز بر عهده سرنوشت(محیط) گذاشته می‌شود حتا مجازات آدم‌ها وارد کردن پلیس به آن توهین آشکاری به مجموعه پلیس کشور است در این داستان پلیس عملا هیچ کار مثبتی انجام نداد.

گویی نویسندگان داستان اصلا نمی‌داند در کدام ژانر می‌نویسدپایانبندی بسیار ضعیف ذهن مرا به سمت نکته‌ای می‌برد و آن این‌که احتمالا کسان دیگری در جریان داستان دست برده‌باشند و آن را مطابق با ذوق خود تغییر داده‌باشند.

 

کلام آخر این که این سریال جز سر درد و چشم درد و البته کمی عاطفه را قلقلک دادن هیچ چیز دیگری نداشت.

تعداد بازدید از این مطلب: 100
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 10


نویسنده : بچه ها
تاریخ : یکشنبه 22 دي 1392
نظرات

این جا سر زمین بی حاصلی است که شهروندان شریف، تخصیل کرده و با هوشی مثل مرا کنار می‌گذارد.

 ارادتمند همیشگی شما، جودی ابوت

تعداد بازدید از این مطلب: 113
موضوعات مرتبط: طنز دیگران , داستان دیگران ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 15


تبلیغ


براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود