close
تبلیغات در اینترنت
شعر
یادداشــــت‌های خانــــــــواده‌ی مــــا
تبلیغ


نویسنده : بابا
تاریخ : سه شنبه 16 مرداد 1397
نظرات

 

 

آخرین برگ سفرنامه باران این است

که زمین

چرکین است

(شفیعی کدکنی)

 

 

 

سفرنامه باران

تعداد بازدید از این مطلب: 14
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بچه‌ها
تاریخ : دوشنبه 08 مرداد 1397
نظرات

دختر

ماه من غصه چرا؟

 

آسمان را بنگر
که هنوز
بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم و آبی و پر از مهر به ما می‌خندد

یا زمینی را که
دلش از سردی شب‌های خزان
نه شکست و نه گرفت
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید
و در آغاز بهار
دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت
تا بگوید که هنوز
پر امنیت احساس خداست

ماه من غصه چرا؟
تو مرا داری و من هر شب و روز
آرزویم همه خوشبختی توست

ماه من
دل به غم دادن و از یأس سخن‌ها گفتن
کار آنهایی نیست
که خدا را دارند

ماه من
غم و اندوه اگر هم روزی
مثل باران بارید
یا دل شیشه‌ای‌ات
از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست
با نگاهت به خدا
چتر شادی وا کن
و بگو با دل خود
که خدا هست خدا هست هنوز

او همانیست که در تارترین لحظه شب
راه نورانی امید نشانم می‌داد
او همانیست که هر لحظه دلش می‌خواهد
همه زندگی‌ام
غرق شادی باشد

ماه من...
غصه اگر هست بگو تا باشد
معنی خوشبختی
بودن اندوه است
این‌همه غصه و غم
این‌همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه
میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچین
ولی از یاد مبر
پشت هر کوه بلند
سبزه زاریست پر از یاد خدا
و در آن باز کسی می‌خواند
که خدا هست
خدا هست
خدا هست هنوز...

 

#قیصر امین پور

#منبع: وبلاگ خانوم پین پانلا

تعداد بازدید از این مطلب: 17
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بچه‌ها
تاریخ : یکشنبه 07 مرداد 1397
نظرات

پرنده ها شدن پر بسته

خوشحال از این دنیا رخت بر بسته

اینجا همه هستن خسته

اینجا دستایه همه هست بسته

این شعر هست درمورده یه ادمه خسته

کسی که در های قلبش رو

به روی این دنیا بسته

و گفته دیگه بین اون و عشق

پیمان نمیشه بسته 

چون قلبش شکسته

این روزا دنیا خیلی نامرده

یکی مرده

یکی رفته

یکی خسته

یکی چشماش رو بسته

همه میگن هستم دل شکسته

اما یکی نیست که بگه

دیگه این حرفا بسته

این زهرا ی ما هم خیلی نامرده

بی رحمه

چون میگه با این شعرت

آبرویه هر چی شاعره رفته😂😂😂

 

پی نوشت: بیشتر شبیه رپ شد تا شعر، ولی من اصلا رپ گوش نمیکنماااا😅

پی پی نوشت: زهرا اسمه یکی از دوستایه مجازیمه که تویه وب خودم این شعر رو خونده بود😁

تعداد بازدید از این مطلب: 13
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 6


نویسنده : بابا
تاریخ : شنبه 06 مرداد 1397
نظرات

بی وفا نگار منبی وفا نگار من

می کند به کار من

خنده های زیر لب

عشوه های پنهانی

تعداد بازدید از این مطلب: 10
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : جمعه 05 مرداد 1397
نظرات

بر سر آنم که گر ز دست بر آید 

دست به کاری زنم که غصه سر آید

 

 

بگذرد این روزگار

تعداد بازدید از این مطلب: 11
موضوعات مرتبط: شعر , شعر کلاسیک ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : چهارشنبه 03 مرداد 1397
نظرات

من می شنوم رنگ صدا را آبی

آهنگ تر ترانه ها را آبی

در موج بنفش عطر گل می بینم

موسیقی لبخند خدا را آبی

× دستور زبان عشق: قیصر امین پور

 

شنیدن رنگ: حس آمیزی

دیدن عطر: حس آمیزی

موسیقی لبخند خدا: اضافه تشبیهی

آهنگ تر: آهنگ تازه

تعداد بازدید از این مطلب: 11
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : سه شنبه 26 تير 1397
نظرات

درکف شیر نر خونخواره ای

 

 

غیر تسلیم و رضا کو چاره ای

مولوی( مولانا، ملای روم)

تعداد بازدید از این مطلب: 12
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : پنجشنبه 14 تير 1397
نظرات

با تمام ارادتی که به حافظ شیراز داریم اما گمان کنم اگر استخر می دیدید شناگر قابلی بود. می پرسید چطور؟ 

امروز داشتم دیوان حافظ را مطالعه می کردم که به سروده ستایش امیز او در مورد  شاه یحیی رسیدم

 

دارای جهان نصرت دین خسرو کامل

یحیی بن مظفر ملک عالم عادل ....

به این نتیجه رسیدم که حافظ بنده خدا هم اگر آب می دیدید شناگر قابلی بود.

البته این در مورد مولوی و سعدی و بسیاری دیگر از شاعرانمان صادق است.  البته خوب بنده های خدا  چاره ای نداشتند. اصولا بسیاری از رشته های علوم انسانی یا احتیاج به حمایت بخش مردمی دارند یا بخش خصوصی قوی، که در اینجا می شود شاه و والی و استاندار.

وقتی نشر قوی نباشد و مردم حاضر نباشند برای کشفیات و اختراعات ذهنی و زبانی پول بدهند، دست گدایی دانشمند پیش بخش خصوصی دراز می شود و چاره ای جز این ستایش های خنک و بیخود ندارد.

در واقع علوم انسانی عکس  علوم مهندسی به مردم متکی است نه به بخش خصوصی و ثروتمندان.

تعداد بازدید از این مطلب: 11
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : سه شنبه 27 اسفند 1392
نظرات

سرم درد می‌کند، دسمال بستم... کنار تنگ ماهی‌ها نشستم
هزاران اشک شوراشور پیداست..درون چشم ماهی‌های مستم
اگر نیلوفرم آید به دنیا........... بگیرد بال و برگش هر دو دستم
هزار و یک کبوتر، بچه ماهی...به کوهستان و دریا می‌فرستم
 به جان پنجره! جان کبوتر... تو را من می‌پرستم، می‌پرستم
سخن با فاعلاتن تا توان گفت..من از مستفعلن بیزار هستم

تعداد بازدید از این مطلب: 122
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : چهارشنبه 27 آذر 1392
نظرات

اگر مجنون نشسته در تریلی

زپشت شیشه دیده روی لیلی

اگر دل داده و قلوه گرفته

بدان حالیش نبوده پرته خیلی

..................................................................

مرا تو ناگهانی رنگ کردی

اسیر چنگک خرچنگ کردی

مرا تو گور خر دیدی! ندیدی؟!

شنیدی شعر من را هنگ کردی

تعداد بازدید از این مطلب: 96
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


نویسنده : بابا
تاریخ : پنجشنبه 7 ارديبهشت 1391
نظرات

سال‌ها از زمانی که به قول خودم «شعر می‌گفتم» گذشته‌است. آشنا شدن با اشعار بزرگان قدیم و جدید  شعر فارسی..نه این که ریشه‌ی سرودن را در من خشکانده باشد،نه، دیگر به من اجازه نمی‌دهد تا هر آوایی را شعر بنامم.

تقریبا همه‌ی شاعران کلاسیک را می‌پسندم. از رودکی گرفته تا شهریار... در بین شاعران زمانه‌مان هم فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، اخوان ثالث، و بعضی از شعرهای شاملو، شفیعی کدکنی را بسیار می‌پسندم..شاید شاعر دیگری هم باشد که من شعرش را نخوانده‌ام یا در ذهنم نیست...

سال‌ها از زمانی که به قول خودم «شعر می‌گفتم» گذشته‌است. آشنا شدن با اشعار بزرگان قدیم و جدید  شعر فارسی..نه این که ریشه‌ی سرودن را در من خشکانده باشد،نه، دیگر به من اجازه نمی‌دهد تا هر آوایی را شعر بنامم.

تقریبا همه‌ی شاعران کلاسیک را می‌پسندم. از رودکی گرفته تا شهریار... در بین شاعران زمانه‌مان هم فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، اخوان ثالث، و بعضی از شعرهای شاملو، شفیعی کدکنی را بسیار می‌پسندم..شاید شاعر دیگری هم باشد که من شعرش را نخوانده‌ام یا در ذهنم نیست...

اما داستان این قطعه‌ی موزون و مقفا جداست،  و دوست دارم، امروز هم پس از سال‌ها آن را دوباره بنویسم، برای معلمی که پس از خرداد سوم دبستان هیچگاه، دیگر او را ندیدم. البته این قطعه متعلق به سال‌ها بعد است، متعلق به زمان دانشجویی.

برای شادی روح همه‌ی آموزگاران صلوات بفرستید و اگر دوست داشتید این قطعه را هم بخوانید، اگر هم آن را کپی کردید لطفا بنویسید و بگویید این شعر تقدیم شده به معلم کلاس سوم دبستان سراینده‌اش.

تعداد بازدید از این مطلب: 1357
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 17


نویسنده : بچه ها
تاریخ : پنجشنبه 7 ارديبهشت 1391
نظرات



سوره‌ای هســــــــــتم ز قــــــران مجید                              قصـــــــــــــه­ای دارم که باید بشنوید
اول نامــــــــــــم شد آغاز کتــــــــــاب                              می درخشـــــــــــــــم مثل نور افتاب

دومین حـــــــــرفم شد آغاز وضـــــــو                              می رســــــم در آخـــــــــــرهر آرزو

ســــومین حــــــرفم شـــــــروع ثانیـــه                             مهــــــــــــــــــــــربانم مثل قلب هانیه

آخـــــرین حـــــــرفم شــــــروع راستی                            هســــــــت درمن آن چه را خواستی

قصــــــه‌ی من قصه ی یک دختراست                           دختر پاک نبی اطــــــــــــــــــهراست
آیـــــــــــــــــــــه‌هایم کوچکند وساده اند                           صد سبـــــــد خوبی به دستت داده­اند
با نشــــــــ ــانه هایی که گفتم مو به مو                           من کدامین ســــــــــوره ام؟ حالا بگو!
 






تعداد بازدید از این مطلب: 658
برچسب‌ها: چیستان , قرآن , سوره , آیه ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 35


تبلیغ


براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود