close
تبلیغات در اینترنت
یادداشت‌های دیگر
یادداشــــت‌های خانــــــــواده‌ی مــــا
تبلیغ


نویسنده : بابا
تاریخ : دوشنبه 05 شهريور 1397
نظرات

از همان روزهایی که بازیهای آسیایی شروع شد، قسمت پخش زنده روبیکا هم وارد به روزرسانی شد و البته تبلیغش از تی وی هم متوقف شد.

نمی دانم، شاید ارتباطی هم با هم نداشته باشند، اما این همزمانی در عدم همکاری به نظرم از مشکل بین مدیران بین این دو پرده بر می دارد.

احتمالا مدیران صدا و سیما و روبیکا با هم توافق نرسیدند و همین باعث شده تا روبیکا نخواهد یا نتواند بازیهای آسیایی را نمایش دهد و تی وی هم از پخش اگهی تبلیغی آن خودداری کرده. روبیکا حتی پخش زنده ایو و به سیما را نیز از دست داده، قسمتهایی که در جذب مخاطب تاثیر فراوان داشتند.

روبیکا پیش از این پشتیبانی فیلیمو و چند پخش کننده دیگر را هم از دست داده بود و فقط به پخش فیلم و سریال یکی از سایتها می پردازد، که البته از کیفیت کافی هم برخوردار نیست.

به نظر می رسد، این اپ هم مثل هزاران ایده خوب دیگر  در  پرتگاه سقوط افتاده و نمی تواند خودش را نجات دهد. مگر این که دست غیبی به یاریش بیاید.

تعداد بازدید از این مطلب: 14
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بچه‌ها
تاریخ : سه شنبه 30 مرداد 1397
نظرات

عکس قشنگ

امپراطور یونان، به کوروش بزرگ گفت:

ما برای شرف میجنگیم، شما برای ثروت

کوروش پاسخ داد:

آری، هرکس برای نداشته‌هایش میجنگد...

تعداد بازدید از این مطلب: 18
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : شنبه 27 مرداد 1397
نظرات

چند روز یش همینطور که در حال مرور سایت بازار و دیدن برنامه‌های مختلف اندرویدی بودم، به پیشنهاد نصب بازی آمیرزا برخوردم.  با شک و دودلی بازی را نصب کردم.

بعد از نصب دکمه شروع بازی را می زنیم و وارد بازی می شویم. بازی بدین صورت است که  باید حروف را به هم متصل کنیم تا کلمات معنادار سه تا پنج حرفی ساخته شوند و با تکمیل کلمات خواسته شده به مرحله بعدی وارد می‌شویم.  تعداد کلمات در مراحل مختلف بازی تفاوت دارد.

آمیرزا: نمای خالی کلمات

لطفا به ادامه مطلب بروید.

تعداد بازدید از این مطلب: 17
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : پنجشنبه 18 مرداد 1397
نظرات

تپه خاطرات 

نویسنده: مصطفی اوزچلیک

مترجم: میلاد سلمانی

ناشر: بُراق، قم. ١٣٩٥

قیمت: ٧٠٠٠

زبان اصلی: ترکی

عنوان داستانی کودکانه است. قهرمان این کتاب حسن برای دیدن پدربزرگش به روستا می رود، در انجا برای نخستین بار به کشف پدیده های اطراف می پردازد و حقایق و نشانه هایی را درک می کند که پیس تز ان بدانها نپرداخته بود.

نویسنده کتاب ترکیه ای است، نزدیکی فرهنگ بین ایران و ترکیه مطالب این کتاب را برای ما نیز باورپذیر و جالب می کند.

با این حال کتاب از کشش لازم برخوردار نیست، بدین سبب که کشمکش در داستان برقرار نمی شود. خالی بودن داستان از کشمکش باعث می شود، که آن را داستانی کودکانه، نه نوجوانانه آنگونه که بر کتاب آمده، بدانیم.

بنابراین داستانی متوسط و حتی ضعیف است، اما از دیدگاه مطالعه و تطبیق فرهنگی شایسته مطالعه است، که این موضوع برای کودک جذاب نیست.

بنابراین بر روی هم امتیاز این کتاب از صد بین چهل تا پنجاه است.

تعداد بازدید از این مطلب: 24
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : سه شنبه 16 مرداد 1397
نظرات

 

 

آخرین برگ سفرنامه باران این است

که زمین

چرکین است

(شفیعی کدکنی)

 

 

 

سفرنامه باران

تعداد بازدید از این مطلب: 15
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بچه‌ها
تاریخ : دوشنبه 15 مرداد 1397
نظرات

دایی بچه ها

✌파이팅 삼촌 ✌

❤사랑해 요 ❤

تعداد بازدید از این مطلب: 14
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


نویسنده : بچه‌ها
تاریخ : جمعه 12 مرداد 1397
نظرات

دایی بچه ها

 

دایی بچه ها

تیم ارتش ایران در روسیه، برای مسابقات ارتش‌های جهان👆👆

عکس اولی و اوشون که لباسش با بقیه فرق دارد، دایی بنده میباشد😉، که خیلیم خوش تیپ میباشد😁 و گفته که تا اینجا ایران سوم هست😁

پارسال هم که رفته بودن واسه مسابقات اخرش پنجم شدن...

ببینیم امسال چه میکنن...

 

موفق باشید✌✌

فایتیگ✌✌

تعداد بازدید از این مطلب: 30
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


نویسنده : بچه‌ها
تاریخ : دوشنبه 08 مرداد 1397
نظرات

دختر

ماه من غصه چرا؟

 

آسمان را بنگر
که هنوز
بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم و آبی و پر از مهر به ما می‌خندد

یا زمینی را که
دلش از سردی شب‌های خزان
نه شکست و نه گرفت
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید
و در آغاز بهار
دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت
تا بگوید که هنوز
پر امنیت احساس خداست

ماه من غصه چرا؟
تو مرا داری و من هر شب و روز
آرزویم همه خوشبختی توست

ماه من
دل به غم دادن و از یأس سخن‌ها گفتن
کار آنهایی نیست
که خدا را دارند

ماه من
غم و اندوه اگر هم روزی
مثل باران بارید
یا دل شیشه‌ای‌ات
از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست
با نگاهت به خدا
چتر شادی وا کن
و بگو با دل خود
که خدا هست خدا هست هنوز

او همانیست که در تارترین لحظه شب
راه نورانی امید نشانم می‌داد
او همانیست که هر لحظه دلش می‌خواهد
همه زندگی‌ام
غرق شادی باشد

ماه من...
غصه اگر هست بگو تا باشد
معنی خوشبختی
بودن اندوه است
این‌همه غصه و غم
این‌همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه
میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچین
ولی از یاد مبر
پشت هر کوه بلند
سبزه زاریست پر از یاد خدا
و در آن باز کسی می‌خواند
که خدا هست
خدا هست
خدا هست هنوز...

 

#قیصر امین پور

#منبع: وبلاگ خانوم پین پانلا

تعداد بازدید از این مطلب: 18
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بچه‌ها
تاریخ : یکشنبه 07 مرداد 1397
نظرات

پرنده ها شدن پر بسته

خوشحال از این دنیا رخت بر بسته

اینجا همه هستن خسته

اینجا دستایه همه هست بسته

این شعر هست درمورده یه ادمه خسته

کسی که در های قلبش رو

به روی این دنیا بسته

و گفته دیگه بین اون و عشق

پیمان نمیشه بسته 

چون قلبش شکسته

این روزا دنیا خیلی نامرده

یکی مرده

یکی رفته

یکی خسته

یکی چشماش رو بسته

همه میگن هستم دل شکسته

اما یکی نیست که بگه

دیگه این حرفا بسته

این زهرا ی ما هم خیلی نامرده

بی رحمه

چون میگه با این شعرت

آبرویه هر چی شاعره رفته😂😂😂

 

پی نوشت: بیشتر شبیه رپ شد تا شعر، ولی من اصلا رپ گوش نمیکنماااا😅

پی پی نوشت: زهرا اسمه یکی از دوستایه مجازیمه که تویه وب خودم این شعر رو خونده بود😁

تعداد بازدید از این مطلب: 14
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 6


نویسنده : بابا
تاریخ : شنبه 06 مرداد 1397
نظرات

بی وفا نگار منبی وفا نگار من

می کند به کار من

خنده های زیر لب

عشوه های پنهانی

تعداد بازدید از این مطلب: 11
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بچه‌ها
تاریخ : جمعه 05 مرداد 1397
نظرات

دونگیی

من و دختر خالم الان می خوایم بریم از شبکه امید افسانه دونگیی نگاه کنیم🎎🎎

شما هم نگاه میکنید؟؟

اگه نه حتما نگاه کنید...

ما هم رفتیم👋👋

بای بای👋👋

تعداد بازدید از این مطلب: 8
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بچه‌ها
تاریخ : جمعه 05 مرداد 1397
نظرات

سلام من دختر خاله بچه ها هستم.

اسم من فاطمه است😆😆

اسم شما چیه؟؟

من کلاس زبان میرم و مشقام رو با نرگس مینویسم📖📖

من امسال میرم کلاس سوم✏️✏️

اینم عکس کتابه زبانم👇👇

عکس کتاب زبان دختر خاله بچه ها

خداحافظ👋👋😆😆😆

تعداد بازدید از این مطلب: 10
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


نویسنده : بابا
تاریخ : چهارشنبه 03 مرداد 1397
نظرات

من می شنوم رنگ صدا را آبی

آهنگ تر ترانه ها را آبی

در موج بنفش عطر گل می بینم

موسیقی لبخند خدا را آبی

× دستور زبان عشق: قیصر امین پور

 

شنیدن رنگ: حس آمیزی

دیدن عطر: حس آمیزی

موسیقی لبخند خدا: اضافه تشبیهی

آهنگ تر: آهنگ تازه

تعداد بازدید از این مطلب: 12
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : دوشنبه 01 مرداد 1397
نظرات

چند پست قبل درباره شناگری حافظ نوشتم. در این بیت هم می خواهم درباره دیکتاتوری جناب حافظ بنویسم. انجا که می سرایند:

 

همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید اخر/// نهان کی ماند آن رازی کزان سازند محفل ها

 

در این بیت جناب حافظ می گوید من کارهای خوب زیادی انجام دادم اما خودکامه و دیکتاتور  بودم. یعنی در آن کارهای به ظاهر نیکو هم  مراعات به خودم و حفظ آبروی چند ساله خودم بیشتر می اندیشیدم تا مصالح عموم جامعه. از این رو در نهایت رسوا شدم و دانستند که آن کارهای خوب به خاطر خودم بوده است.

از این جا معلوم می شود که حافظ علاوه بر شناگری خودکامه هم بوده است.

معلوم می شود که وقتی شعر مدحی می گفته، به خاطر به دست آوردن مقداری پول بوده برای خودش و ربطی به خوبی و بدی ستایش شده نداشته است.

به گفته نسیم شمال(سید اشرف الدین گیلانی)

آن چه شیران را کند روبه مزاج/// احتیاج است، احتیاج است احتیاج

تعداد بازدید از این مطلب: 16
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : دوشنبه 01 مرداد 1397
نظرات

دیروز در خبرها خواندم که به سبب کمبود شدید بارش در انگلستان شهرداری لندن در قسمتهایی زیادی از لندن آبیاری درختان و چمنها را با شلنگ ممنوع کرده است. این ممنوعیت تقریبا شامل هفت میلیون نفر می شود.

و خبر دیگر این که آتش سوزیهای گسترده در جنگلهای شمالگان سوئد کار را به قدری سخت کرده است که دولت سوئد از کشورهای همسایه درخواست کمک کرده است، علت آتش سوزی گرمای شدید و کمبود بارش ذکر شده.

این دو خبر هر دو از بی بی سی نقل شده است، پس منبع اصلی خبر در این نوع گزارشها موثق و قابل اعتماد است.

این دو خبر را آوردم تا یادآور شوم تغییر اقلیم و کمبود بارنگی و گرما در همه مناطق زمین به نوعی دیده می شود، این که بعضی دانسته و ندانسته گرفتار جو سازی ها و هوچی گریهای منابع اطلاعاتی دیگران می شوند و همه چیز را به هارپ نسبت می دهند، اصلا صحیح نیست.

برخی دولتها به ویژه دولت اشغالگر سعی می کنند تا به هر روشی قدرت خود را فوق تصور جلوه دهند، تا از طریق آن بتوانند بر دنیا حکومت کنند.

مثلا با به وجود آمدن شرایط تغییر اقلیم چند عکس از تیرهای برق غول اسا پخش می کنند و اعلام می کنند که: بله این تیرهای برق پروژه هارپ است و ما از طریق آن می توانیم خشک سالی یا گرما یا سرما ایجاد کنیم. عده ای هم فریب می خورند و گمان می کنند با چه علم و تکنولوژی عجیبی سر و کار دارند. و ناله می کنند که دیگر کار ما تمام است.

این حرفها دست کم هنوز مال داستانهای علمی-تخیلی است و جز در داستان ها جای دیگری اتفاق نمی افتد.

شاید شاید در مقیاس بسیار کوچک آزمایشگاهی این کار شدنی باشد ولی در گستره زمین و جو آن نشدنی است.

به علاوه هر تغییری در آب و هوای هر منطقه به صورت به هم پیوسته در دیگر مناطق زمین تاثیر دارد و هیچ عقل سلیمی با دست خودش خودش را به چاه نمی اندازد.

پروژه هارپ و امثال آن فقط هارت و پورت است.

تعداد بازدید از این مطلب: 13
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : پنجشنبه 28 تير 1397
نظرات

سایت داشتن و وبلاگ داشتن هم مثل هر کار و فعالیت دیگری احتیاج به تیم و برنامه ریزی دارد. به ویژه تیم که از هر چیزی مهم تر است. من اصلا تمایل به کار انفرادی ندارم، گر چه جامعه ما متاسفانه متاسفانه پر است از جملات قصار در مورد معایب کار گروهی. اما من کاملا معتقدم پر رنگ کردن این جملات قصار از طرف همان دست های پشت پرده ای است که پیشرفت ما را نمی خواهند. روحیه کار گروهی را در همه امور بالا ببریم، و معتقد باشیم که گرچه کار گروهی مشکلاتی دارد، اما در نهایت دست خدا با جماعت است.

از میان دوستان و مخاطبان و مراجعان اگر کسی تمایل دارد که سایت یا وبلاگ گروهی داشته باشیم، اگر اعلام کنند می نتوانیم شروع کنیم.محتوا هم به جز موارد خلاف شرع و اخلاق و توهین هر چه باشد، هستم.

تعداد بازدید از این مطلب: 14
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : چهارشنبه 27 تير 1397
نظرات
تصویر : http://rozup.ir/thumb150/2607726/M (119) (2015_06_13 15_37_16 UTC).jpg" border="0">

طرفدار جنگ نیستم، از هر فیلم جنگی مگر این که فانتزی باشد بدم می‌آید.  از بازی کال آف دیوتی که به صورت سرباز توی فرودگاه می ریزند و مسافران بیگناه را می‌کشند بدم می‌آید. از این که بچه‌هایم با پسرخاله‌هایشان و دوستانشان جنگ بازی می‌کنند هم.

اما 

از زور شنیدن هم بدم می‌آید. دلیل ندارد وقتی برای آرام کردن اوضاع کوتاه می‌آیی طرف مقابل سرت داد بزند. دلیل ندارد حرف زور بشنوی.

اهل معامله هستم. حتی حاضرم کمی ضرر کنم اما نخواهم یقه طرف را بچسبم و همدیگر را بزنیم.

با این حال

اگر لازم باشد، می‌جنگم. اگر لازم باشد وارد میدان می‌شوم. ترس که ندارد یا می‌زنم یا می‌خورم. 

انگار هنوز ترامپ این را نفهمیده. انگار فکر کرده، از جنگ می‌ترسیم. نمی گویم می زنیم دخل طرف را می‌آوریم، نمی‌گویم ما از میدان پیروز بیرون می‌آییم اما گاهی باید جنگید، باید دعوا کرد تا طرف بفهمد، حرف زور هم حدی دارد.

چرا می‌گوییم مرگ بر آمریکا! برخی می‌گویند ما چکار به مردم آمریکا داریم؟نبندد مرا دست چرخ بلند

اتفاقا کار داریم.

مگر آمریکا  دموکراسی نیست، اگر هست خوب همین مردم این آقای زبان نفهم را سرکار آورده‌اند و حالا هم پشتش ایستاده‌اند. می‌گویید در خیابان علیه اش شعار می‌دهند؟

آمریکا نزدیک به چهارصد میلیون جمعیت دارد، حالا ده میلیون، بیست میلیون نه پنجاه میلیون هم مخالفش باشند، هنوز سیصد و پنجاه میلیون موافق دارد، یا موافق و مردد دارد، اگر که همه چیز خوب پیش برود مرددها هم عاشقش می‌شوند، اگر هم خوب نبود، منتظر می‌مانند تا انتخابات بعدی!

آآی حضرات! تا شما بخواهید تصمیم بگیرید که این آدم چهار سال بعدی هم رئیس جمهورتان باشد یا نباشد، ما مردم ایران، باید چکار کنیم؟

چگونه به شما حالی کنیم که انتخاب شما باعث مشکلات ماست؟ چگونه بگوییم که دوران بدی را آغاز کردید و ادامه می‌دهید؟

خوب شعار می‌دهیم: مرگ بر آمریکا می‌گوییم تا حالیتان شود، یک جای کار دارد می‌لنگد، اما حالیتان نیست.

ما جنگ را دوست نداریم.

اما

ما فرزند رستمیم! هم او که اسفندیار را از صمیم دل دوست داشت، اما وقتی حرف زور شنید، جنگید. البته همه چیز از بین رفت، خود رستم هم گریه کرد، اما اسفندیار را کشت.  ما فرزند رستمیم! جنگ با سهراب بد بود، دلهره داشت، اشک داشت اما، فرزندش را کشت تا کسی گمان نکند حالا که رابطه کاووس و رستم بد است، حالا که انگار رستم از کاووس قهر کرده و رفته، می‌شود، آمد و زد و سوزاند و رفت. 

می‌گویید مغولها زدند  و سوزاندند. بله! جنگ همین است. در جنگ حلوا قسمت نمی‌کنند.

باشد! کار را از حد مگذران! هر چه می‌خواهی بخواه، اما بدان که با حرف زور دست بسته خدمت شما نمی رسیم. 

نبندد مرا دست چرخ بلند.

تعداد بازدید از این مطلب: 19
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : سه شنبه 26 تير 1397
نظرات

یک

مولانا قطب الدین به عیادت بزرگی رفت پرسید که چه زحمت داری؟ گفت: تبم می گیرد و گردنم درد می کند. اما شکر که یک دو روز است تبم شکسته است اما گردنم هنوز درد می کند. گفت: دل خوش دار که آن نیز در این یکی دو روزه می شکند.

دو

از بهر روز عید، سلطان محمود خلعت هر کسی تعیین می کرد چون به طلخک رسید فرمود که پالانی بیارید و بدو دهید. چنان کردند. چون مردم خلعت پوشیدند، طلخک، آن پالان در دوش گرفت و به مجلس آمد. گفت: ای بزرگان عنایت سلطان در حق من بنده از این جا معلوم کنید که شما همه را خلعت از خزانه فرمود دادن و جامه خاص از تن خود برکند و بر من پوشانید.

تعداد بازدید از این مطلب: 14
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : دوشنبه 25 تير 1397
نظرات

وقتی که تمایز اجتماعی باعث تفاخر شود، از نظر اسلام محکوم به نهی از منکر است.

 

هرگونه پوشش و ظاهرسازی که تفاخر اجتماعی به بار آورد و باعث ایجاد طبقه ای فوق طبقات سایر مردم شود، از سوی اسلام محکوم است.

 

از نشانه های تمایز منجر به تفاخر در جوامع ظاهر افراد است. گیسوی بلند در بین همه جوامع نشانه ای از این تمایز تفاخر امیز است. خانواده هایی که خود را متمایز از بقیه می دانستند ، گیسور، یعنی دارای گیسوهای بلند بودند که به طرز خاصی بافته و آرایش می شد. ج ( به فیلمها و سریالهای چینی و کره ای دقت کنید)، اسلام با درک این موضوع حجاب را مطرح ساخت. پوشاندن گیسو یعنی از بین بردن تفاخر و تمایز.  حجاب نه فقط گیسو که هر شکل از این تفاخر را مورد هدف قرار داد، باید زینتها پوشانده شوند، مرد نباید از طلا استفاده کند و ...

پس پوشاندن گیسو و بدن نه انطور که عده ای ظاهر بین گمان کنند به منظور دفع قوای جنسی که به منظور دفع تفاخر اجتماعی است.

اکنون پرسش اینجاست که آیا خود حجاب و پوشش می تواند باعث تفاخر و تمایز شود؟ 

تعداد بازدید از این مطلب: 18
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : یکشنبه 24 تير 1397
نظرات

دلم می خواست که قهرمان کرواسی باشد نه از آن جهت که کرواسی را خیلی دوست داشتم و یا از فرانسه بدم می آمد... بیشتر از آن جهت که الگویی می شد برای همه کشورهای کوچک و به ویژه کشورهای شرقی. کشورهایی که جزئی از اروپای غربی یا فرهنگ یا خرده فرهنگ آن نیستند.

 

خوب دلم می خواست ... اما نشد. 

تعداد بازدید از این مطلب: 10
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : پنجشنبه 21 تير 1397
نظرات

روایتی ساده از ماجرایی پیچیده: روایتی واقعا ساده است از انقلاب ٥٧ و انچه باعث ان ماجرای پیچیده شد. راوی در روستایی در ترکمن صحرا زندگی می کند. داستان از انجا اغاز می شود که هم  برادر الیاس راوی داستان  و هم عبدالجبار پسر خان روستا هر دو عاشق نورجمال دختر امین حاجی هستند. نورجمال و پدرش عبدالجبار را رد می کنند و به برادر الیاس بله می گویند. شب عروسی، داماد توسط عده ای کشته می شود و نوعروس دزدیده می شود. شکایت قانونی به پاسگاه، به دادگاه و حتی نامه نگاری به شخص شاه به جایی که  نمی رسد، هیچ باعث کشته شدن نور جمال هم می شود. الیاس هم برای انتقام انبار خان را اتش می زند. پدر او را به تهران فراری می دهد، در دبیرستان با دوستانی انقلابی آشنا می شود، و یک شب حین شعار نویسی دستگیر و شکنجه می شود. عاقبت پس از شش ماه آزاد می شود، به روستا بر می گردد و بذر انقلاب را در روستا می پاشد، پس از پیروزی انقلاب، خان و پسرش را دستگیر می کنند.

 

تعداد بازدید از این مطلب: 13
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : پنجشنبه 14 تير 1397
نظرات

با تمام ارادتی که به حافظ شیراز داریم اما گمان کنم اگر استخر می دیدید شناگر قابلی بود. می پرسید چطور؟ 

امروز داشتم دیوان حافظ را مطالعه می کردم که به سروده ستایش امیز او در مورد  شاه یحیی رسیدم

 

دارای جهان نصرت دین خسرو کامل

یحیی بن مظفر ملک عالم عادل ....

به این نتیجه رسیدم که حافظ بنده خدا هم اگر آب می دیدید شناگر قابلی بود.

البته این در مورد مولوی و سعدی و بسیاری دیگر از شاعرانمان صادق است.  البته خوب بنده های خدا  چاره ای نداشتند. اصولا بسیاری از رشته های علوم انسانی یا احتیاج به حمایت بخش مردمی دارند یا بخش خصوصی قوی، که در اینجا می شود شاه و والی و استاندار.

وقتی نشر قوی نباشد و مردم حاضر نباشند برای کشفیات و اختراعات ذهنی و زبانی پول بدهند، دست گدایی دانشمند پیش بخش خصوصی دراز می شود و چاره ای جز این ستایش های خنک و بیخود ندارد.

در واقع علوم انسانی عکس  علوم مهندسی به مردم متکی است نه به بخش خصوصی و ثروتمندان.

تعداد بازدید از این مطلب: 12
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : سه شنبه 12 تير 1397
نظرات

کتابهای سال دوازدهم در سایت تالیف به نشانی talif.sch.ir  برای نمایش اولیه قرار گرفته، بعضی از کتابها مثل فارسی تقریبا کامل هستند و از برخی تنها دو سه فصل آمده است.   این که گفتم کامل چون هنوز قسمت انتهای کتاب لغات و اعلام و اشخاص و ماخذ هنوز  نوشته نشده، البته تا امروز که نگاه کردم. 

به هر حال دوازدهمیها، که جاده صاف کن تغییرات نظام اموزشی هستند، ارام ارام دارند به انتهای مسیر می رسند. 

خسته نباشی دوازدهمی.  یک قدم دیگر برداری، سالهای درس و مدرسه تمام می شود و وارد سالهای هیجان و اضطراب و ندانمکاریهای خود و دیگران می شوی. نترس سرت را بالا بگیر. قهرمان.

تعداد بازدید از این مطلب: 10
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : دوشنبه 11 تير 1397
نظرات

کاش ما هم برندی داشتیم که در جام جهانی آن را تبلیغ می کردیم. فرش و زعفران از ان چیزهایی است که ما خودمان می توانیم برای انها استاندارد جهانی بسازیم و آزمایشگاههایی مجهز به وسایل این استاندارد سازی داشته باشیم.

نباید منتظر بمانیم تا اروپا و امریکا استانداردها، زیبایی شناسیهای خود را به ما تحمیل کنند. رسیدن به این مرحله البته نیاز به برنامه ریزیهای دقیق و علمی دارد.  صنعت و فرهنگ باید دست به دست هم دهند تا چنین اتفاقی بیفتد. 

کاش ما هم برند ملی داشتیم و کالایی قابل عرضه و تبلیغ در سطح جهانی.

تعداد بازدید از این مطلب: 22
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : یکشنبه 10 تير 1397
نظرات

جام جهانی است دیگر، چه کار می شود کرد؟ این جام جهانی حتی بر نوشته ها و پست ما هم در این وبلاگ اثر گذاشته و آن را به سمت فوتبال برده. در این نوشته می خواهم درباره خداحافظی سردار آزمون بنویسم. می خواهم به سمتی از قضیه نگاه کنم که گمان کنم تا حالا کسی نگاه نکرده.

سمت نگاه: ١_ می گویند سردار ازمون با کی روش در این مورد صحبت کرده و او هم خداحافظی آزمون را پذیرفته.

با این مقدمه من سه فرضیه دارم.

١_ آزمون با همه دویدنها و رسیدنها و نرسیدنها نتوانسته موافق نظر کیروش بازی کند به همین سبب کیروش با نبودنش مشکلی نداشته و با خداحافطی او موافقت کرده. اگر سردار مطابق نظر کیروش بازی کرده بود، حتما کیروش به این راحتی اجازه جدایی او را نمی داد.

٢_ سردار مطابق نظر  کیروش بازی کرده، اما کیروش می خواهد استعداد سوزی کند، در این حالت بدبینانه کیروش خلاف همه ادعاهایش و احترامی که برایش قائلیم، نقشه خراب کردن استعدادهای ما را دارد، و برایش مهم نیست که استعدادی از بین برود.

٣- خداحافظی ازمون و موافقت کیروش موقتی است، با این فرضیه هر دو انها می خواهند ازادانه تنفس کنند و با شرایط تازه بعدی دوباره تصمیم بگیرند. 

امیدوارم که این فرض سوم درست باشد.

تعداد بازدید از این مطلب: 14
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : جمعه 08 تير 1397
نظرات

میراث مسلمانان در جهان چه بوده است؟ اروپا و آمریکا آگاهانه و عامدانه هزار سال تمدن مسلمانان را نادیده می گیرند. آنها سالهای تاریک خود را به همه جهان تعمیم می دهند  و در تاریخ علم خود به ناگهان از یونان باستان به قرن پانزده میلادی می رسند.

 

توضیحات کتاب میراث مسلمانان این کتاب که به وسیله استاد بزرگ دانشگاه منچستر نوشته شده، نه فقط باعث آشنایی دوباره ما مسلمانان با دستدستاوردهای نیاکان و هم کیشانمان است که موجب حیرت دانشمندان اروپا نیز سده است. انها نیز اکنون می دانند که نخستین طرحهای ماشین پرنده را نه داوینچی بلکه عباس بن فرناس کشیده و ... ریشه بسیاری موضوعات دیگر را باید در اختراعات و اکتشافات مسلمین جست و جو نمود.جلد کتاب میراث مسلمانان

تعداد بازدید از این مطلب: 13
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : پنجشنبه 07 تير 1397
نظرات

مهار بیرانوند

تعداد بازدید از این مطلب: 12
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : پنجشنبه 07 تير 1397
نظرات

گنجشکها پرنده های شگفت انگیزی هستند، کوچکند و با هوش. شاید نخواهید درباره هوش انها با من همسو باشید، اما به گمانم این که آنها توانسته اند راه زندگی با مردم را بیابند و همراه آنها در شهرها و روستاها زندگی کنند، نشان از هوشمندیشان دارد.

خانه ما با داشتن چند درخت و سایه دار بودن، برای گنجشکها جای خوبی است، و آنها با آسودگی می نشینند و می نوشند و بر می چینند. تا این جا گفتگویی نیست. اما گاهی پایشان را از گلیمشان درازتر می کنند، مانند این خانم گنجشک که پشت پنجره اتاق نشسته و دارد داخل را نگاه می کند. این جاست که باید بگویم: پررویی هم حدی دارد. آخر خانم گنجشک چه کار داری که نگاه می کنی؟ البته من هم عکست را گرفتم، گذاشتم توی دنیای مجازی ناراحت نشویها؟ نگویی که به من نگفتی؟

تعداد بازدید از این مطلب: 12
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : چهارشنبه 06 تير 1397
نظرات
محمد صلاح از جام بیرون رفت اما انقدر ارزش دارد که درابه او صحبت کنیم. او برای ما مسلمانان ارزش بسیاری دارد، او نماد خواستن و توانستن در این دنیایی است که اروپا و آمریکایش همه چیز را از آن خود می‌دانند. او فرعون نیست، متاسفم برای گزارشگران فوتبال ما که گاهی ناخواسته و ندانسته همان راهی را می‌روند که بدخواهان و بدگویان می‌روند. آنها نمی‌توانند تورها را ببینند و هم خود و هم تماشاگران را می‌فریبند. محمد صلاح صلاح الدین دنیای ماست. صلاح الدین بی شمشیر و نیزه و تفنگ. او فرعون نیست نخوت فرعونی ندارد، او می‌داند که بنده خداست، و این از سجده‌هایش پیداست. او صلاح الدین ماست بی شمشیر و نیزه و تفنگ، او تنها توپ دارد، توپی پر. برای ما مسلمانان که اخبارمان پر از جنگ است و قتل، او نمادی از زندگی سالم و تازه است. چرا جنگ چرا تفنگ وقتی توپ می‌تواند، چشم مردمان جهان را خیره کند. او را باید بزرگ داشت، دنیای اسلام باید او را بزرگ بدارد. از مالزی و اندونزی گرفته تا ایران و عربستان و مصر و اردن و آلبانی.
تعداد بازدید از این مطلب: 13
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : جمعه 30 تير 1396
نظرات
تصویر : http://rozup.ir/thumb150/2252727/علی آباد2.jpg" border="0">

ساباتی

تعداد بازدید از این مطلب: 69
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : پنجشنبه 29 تير 1396
نظرات

مدت‌ها بود در این وبلاگ مطلب جدیدی ننوشته بودم. با این حال هیچ وقت این جا را ترک نکرده بودم. هر از گاهی سر می زدم و از طریق لینک‌ها به وبلاگ دوستان ندیده  می‌رسیدم. آن‌ها هم بیشترشان مثل من راکد شده بودند. 

دیشب دخترم  دوباره مرا به هوای نوشتن در این بلاگ ترغیب کرد. اما رمزم را گم کرده بودم، تا سرانجام پس از کش و قوس‌های فراوان با بازیابی رمز عبور رمز را پیدا کردم. 

راستش نوشتن بسیار سخت تر از قبل شده است. دارم سعی می‌کنم  مثل قبل بی تکلف و آسان بنویسم ولی سخت است.

دارم سعی می‌کنم.

تعداد بازدید از این مطلب: 54
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : بابا
تاریخ : جمعه 20 فروردين 1395
نظرات

فکرش را بکنید شب باشد و برق هم برود. بعد آقا غوله بی شاخ و دم از توی پریز بیاید بیرون و بگوید که می خواهم تو  را بخورم. آخر چه کار بکنم. هیچی دیگر. 

بابای من با سس خوشمزه است نام کتابی است از سید نوید سید علی اکبر با تصویرهای جالب و جذاب. 

 

خوب معلوم است دیگر بابا را بخورد که از دستش راحت شویم. 

برای خواندن نقد جدی کتاب این جا را  کلیک کنید.

تعداد بازدید از این مطلب: 123
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 15


نویسنده : بابا
تاریخ : چهارشنبه 28 خرداد 1393
نظرات

چرا ما نمی‌توانیم؟

ریشه این عدم خودباوری را از جهات گوناگون می‌توان بررسی کرد. اما اکنون از منظر فرهنگ به آن می‌نگرم و اثری که برنامه‌ریزی فرهنگی اشتباه مسؤولان بر کودکان دیروز و امروز داشته و بر تصمیم‌گیری‌های اقتصادی نسل امروز . سال‌هاست که برنامه‌ریزی اشتباه مسؤولان کشور در کم رنگ جلوه‌دادن هنر، ادبیات و تاریخ این سرزمین راهی اشتباه را می‌پیماید که نتیجه آن عدم اعتماد به نفس مخاطبان است.


به برنامه‌های تلویزیون نگاه کنید کدام برنامه است که برای کودکان ساخته شده‌باشد و در آن "ما می‌توانیم" فراتر از یک شعار باشد. دو برنامه جذاب ساخت داخل یکی شکرستان است و دیگری کلاه قرمزی. هر دوی آن‌ها جذابیت خود را مدیون طنز آمیز گفتار و شخصیت‌های  خود هستند، که  اگر گفتار طنز را از آن حذف کنیم داستان‌هایشان دارای یک روایت خطی بسیار ساده‌اند که جذابیتی ندارد. البته این از ارزش سازندگان و این برنامه‌ها کم نمی‌کند و نشان هوشمندی سازندگان برنامه است که با شناخت ذائقه مخاطب و درک کمبودها راه خود به درستی انتخاب کرده‌اند. در این وانفسای کتاب‌نخوانی پرفروشترین کتاب‌های کودکان و نوجوانان ما آثار نویسندگان خارجی است. کودکان ما که از کودکی با داستان‌های هری‌پاتر و  دلتورا و... بزرگ می‌شوند و شرک و ماداگاسکار و .. را تماشا می‌کنند بدون آن که از آثار وطنی آگاه باشند. آنگاه آیا در بزرگسالی به کالای ایرانی اعتماد خواهند کرد؟ موسیقی اصیل و تصنیف‌های پاپ و جاز وطنی را در انباری‌ها و آرشیوها پنهان کرده‌ایم و به جای آن‌ها و نه در کنار آن‌ها از موسیقیی حمایت می‌کنیم که ریشه‌اش را نمی‌توانیم ببینیم. و در اندیشه کودک و نوجوان امروزی این اندیشه را جایگیر می‌کنیم که موسیقی محلی و اصیل ما ارزش آن را ندارد که به آن گوش کنیم. موسیقی را از هنر مثال زدم چون فراگیرتر است وگرنه می‌توان دیگر شاخه‌های آن را نیز مثال زدو کدام برنامه آموزشی جذاب درباره نقاشی ایرانی ساخته شده است امروز کودکان ما باب راس را خوب می‌شناسند اما فرشچیان را نمی‌شناسند و معنای هنر او را درک نمی‌کنند و از مینیاتور هیچ نمی‌داند. رفتن به کلاس‌های آموزش نقاشی و موسیقی و مجسمه‌سازی را متعلق به طبقه ثروتمندان می‌دانیم یا از خدا بی‌خبران. آموختن ادبیات را کاری بی‌هوده می‌دانیم و تنها مورد استفاده از آن را در برنامه مشاعره می‌دانیم. و تاریخ خود را یک سر دروغ. وقتی ما در عمل تاریخ خود را به مسخره می‌گیریم، و به جای آن تاریخ قوم دیگر  را مثلا سریال‌های کره‌ای-به نمایش می‌گذاریم آیا انتظار داریم که در عرصه اقتصاد و ساخته‌های اقتصادی مخاطب به ساخته داخلی اعتماد کند.

 

 کاری کرده‌ایم که دانش‌آموز و دانشجوی ما علاقه‌ای به هنر و ادبیات سرزمین خود ندارد.  اما هرچه کنیم ذهن ما را پیش از هر تبلیغی ادبیات و هنر می‌سازد. آن‌چه که از اولین رویارویی ما با دنیای جدید در ذهن جایگیر می‌شود. وقتی عقبه اندیشه و افتخار را از نسل امروز دریغ کرده‌ایم چه انتظاری از او داریم. به عقب بازگردیم. از نو برنامه‌ریزی کنیم و برای ادبیات، تاریخ و هنر خود ارزش قایل شویم.

تعداد بازدید از این مطلب: 109
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


نویسنده : بابا
تاریخ : جمعه 8 ارديبهشت 1391
نظرات

همینطور که دارم توی وب می‌چرخم چیزهای ـ متاسفانه ـ جالبی می‌بینم. 

مثلا دارم از یک وب دیدن می‌کنم. مطلبی که گذاشته سه خط بیش‌تر نیست اما هشت نه خط برچسب دارد. خوب همه‌ما می دانیم که موتور‌های جست و جو به برچسب‌ها حساسند. اما این نوعی فریب است که صاحب وب جستجوگر را به خانه‌اش می‌خواند آن وقت هیچ چیزی در مورد دلخواهش پیدا نمی‌کند.

نوع دیگرش هم این آگهی‌های کلیکی است: روی هر چیزی که کلیک می‌کنم زود یک صفحه اعصاب خوردکن باز می‌شود.البته من حتا یک لحظه هم تردید نمی‌کنم و سریع ضربدر پنجره را می‌زنم. اما این که بدون اطلاع از هر دری وارد شوید به جان «مش ماشالله بی درد» حرکت خوبی نیست.بعد تازه چه چیزی تبلیغ می‌کند.. خودتان بهتر از من می‌دانید..خوب من چجوری به بچه‌ها اجازه بدهم وب‌های دیگران را نگاه کند. یک کمی حیا هم گاهی چیز بدی نیست.البته تازگی‌ها محتوای تبلیغ‌ها کمی بهتر شده، اما هنوز خوب نیست.من اگر به جای مسولان ف یل تر - ای نگ  بودم ، به جای فیلتر کردن سایت‌هایی که میدانم و می‌دانید، راهی پیدا می‌کردم تا همه‌ی این پنجره‌های تبلیغی نابود شوند.


تعداد بازدید از این مطلب: 188
برچسب‌ها: فریب , تبلیغ , نوشته , برچسب ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تبلیغ


براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود